🔹 ترجمهی آزاد جمله:
وقتی هیچ معاملهگری دیگه در جهت اشتباه گیر نکرده باشه،
بازار احساس نیازی برای ادامه حرکت در همون جهت نداره،
پس معمولاً توقف میکنه یا وارد محدوده (رنج) میشه.
🔹 معنی در دنیای واقعی بازار:
حرکت قیمت همیشه از درد و پشیمانی گروهی از معاملهگران تغذیه میشه.
یعنی چی؟ یعنی روندها با “احساس گیر افتادن” گروهی از تریدرها ادامه پیدا میکنن.
📈 مثال ساده:
فرض کن بازار صعودیه.
-
عدهای از تریدرها جا موندن و منتظرن قیمت برگرده تا بخرن.
-
عدهای فروشنده بودن (در جهت اشتباه) و الان در ضررن.
-
با هر حرکت بالاتر، این فروشندهها استاپ میخورن → باید بخرن → قیمت بیشتر بالا میره.
💡 یعنی:
«انرژی روند از ترس و استاپ فروشندههای گیر افتاده تأمین میشه.»
حالا وقتی چی میشه که «هیچ معاملهگری در جهت اشتباه باقی نمونده»؟
یعنی:
-
فروشندهها یا استاپ خوردن یا تسلیم شدن.
-
خریدارهای جا مانده هم بالاخره خرید کردن.
-
همه در جهت درست قرار دارن.
نتیجه؟
هیچ نیروی جدیدی برای ادامه حرکت وجود نداره.
✅ پس روند از نفس میافته و بازار وارد رنج یا اصلاح میشه.
🔹 خلاصهی مفهومی:
روند تا وقتی ادامه داره که عدهای در جهت اشتباه گیر کردن.
وقتی همه همجهت شدن، بازار برای مدتی خنثی یا اصلاحی میشه چون
سوخت حرکتی تموم شده.
🔍 مثال واقعی در چارت:
در روند نزولی:
-
هر بار که قیمت پایینتر میره، خریدارهایی که زودتر وارد شدن، استاپشون زده میشه.
-
اون استاپها یعنی سفارش فروش جدید → حرکت نزولی ادامه پیدا میکنه.
-
اما در کف روند، تقریباً همه یا فروختن یا استاپ خوردن → فروشندهی جدیدی باقی نمونده.
-
پس فشار فروش متوقف میشه و بازار وارد رنج یا برگشت میشه.
🔹 مفهوم روانشناسی پشت جمله:
ال بروکز داره دربارهی “انرژی احساسی” پشت بازار حرف میزنه.
بازار، مثل موجود زندهست:
-
تا وقتی آدمهایی هستن که درد میکشن (در جهت اشتباه هستن)، حرکتش ادامه داره.
-
وقتی درد تموم میشه، حرکت هم تموم میشه.
🧠 جمعبندی ساده:
بازار حرکت میکنه چون عدهای اشتباهن.
وقتی دیگه کسی اشتباه نیست،
بازار متوقف میشه، چون نیروی محرکهاش (ترس و استاپها) تموم شده.
