بیشتر تریدرها وقتی ضرر میکنند، یک داستان آماده دارند:
«مارکت بد بود»، «خبر اومد»، «اسمارتمانی بازی درآورد»، «بروکر زد».
این داستانها آرامشبخشاند، چون یک چیز را از ما میگیرند: مسئولیت دیدن ضعف خودمان.
حقیقت ناراحتکننده این است که بازار نه دشمن توست، نه معلم اخلاق، نه حتی بیرحم.
بازار فقط یک آینهی بسیار دقیق است. آینهای که وقتی نگاهش میکنی، اگر آماده نباشی، صورتت را میشکند.
چرا این جمله برای تریدرها خطرناک است؟
چون اگر بپذیری که بازار تو را تنبیه نمیکند، دیگر نمیتوانی تقصیر را بیرون از خودت بیندازی.
آنوقت باید بپذیری که:
-
ورودهای عجولانهات، مشکل صبر است، نه پرایس اکشن
-
جابجایی استاپ، مشکل تحلیل نیست، مشکل ترس است
-
اورترید، مشکل فرصت کم بازار نیست، مشکل اعتیاد ذهنی است
اینجاست که بسیاری از تریدرها، حتی با سالها آموزش فارکس، پیشرفت نمیکنند. چون یاد گرفتهاند چارت بخوانند، اما یاد نگرفتهاند خودشان را بخوانند.
پرایس اکشن دروغ نمیگوید؛ تو بعضی چیزها را نمیبینی
پرایس اکشن، مخصوصاً برای کسی که اسکلپر است، بیرحمانه شفاف است.
اما مشکل اینجاست: شفافیت بالا، ضعف را هم شفاف میکند.
یک اسکلپر ممکن است دقیقاً بداند:
-
ساختار چیست
-
پولبک کجاست
-
شکست معتبر کدام است
ولی در لحظهی اجرا:
-
زودتر وارد میشود
-
دیرتر خارج میشود
-
یا اصلاً پلن را نیمهکاره رها میکند
بازار اینجا «تنبیه» نمیکند.
بازار فقط نشان میدهد که دانش جلوتر از شخصیت حرکت کرده.
چرا مغز تریدر دوست دارد بازار را مقصر بداند؟
چون پذیرش این واقعیت که مشکل از درون است، دردناکتر از هر ضرری است.
وقتی بازار را مقصر میکنی، هنوز میتوانی امیدوار باشی که با یک استراتژی جدید، همهچیز درست شود.
اما وقتی بفهمی مشکل از رفتار توست، دیگر راه فرار نداری.
اینجاست که تفاوت بین یک تریدر معمولی و یک تریدر حرفهای مشخص میشود.
تریدر حرفهای میپرسد:
«این ضرر دقیقاً کدام ضعف شخصیتی من را لو داد؟»
تمرینی که ۹۰٪ تریدرها انجام نمیدهند
بعد از هر ضرر، بهجای بررسی چارت، فقط به این سه سؤال جواب بده:
-
قبل از ورود چه احساسی داشتم؟ عجله؟ ترس؟ هیجان؟
-
اگر این معامله را نمیگرفتم، چه چیزی را از دست میدادم؟
-
این معامله بیشتر شبیه پلن من بود یا شبیه نیاز روانی من؟
اگر صادقانه جواب بدهی، خیلی وقتها میبینی اصلاً مشکل نه بازار فارکس بوده، نه تایمفریم، نه حتی نقطه ورود.
چرا این نگاه، تریدر را رشد میدهد؟
چون از یک جایی به بعد، رشد در ترید با افزودن اطلاعات جدید اتفاق نمیافتد،
با حذف رفتارهای اشتباه اتفاق میافتد.
خیلیها پرایس اکشن را عوض میکنند، تایمفریم را عوض میکنند، بازار را عوض میکنند
اما حاضر نیستند یک چیز را عوض کنند: خودشان را در لحظه تصمیمگیری.
جمعبندی به سبک مهندس چمران (نه شعاری، واقعی)
اگر قرار باشد یک جمله را بهعنوان تریدر با خودت تکرار کنی، این باشد:
بازار فارکس دشمن من نیست؛ آینهای است که هر روز من را دقیقتر نشان میدهد.
وقتی این را بفهمی،
ضررها آموزگار میشوند،
نه شکنجهگر.
این نقطهای است که تریدر از چرخهی تکرار بیرون میآید و شروع میکند به ساختن نسخهای بالغتر از خودش.
