صفحه اصلی > روان شناسی ترید و مقالات آموزشی : هیچ استراتژی‌ای مشکل من نبود؛ مشکل من خودم بودم

هیچ استراتژی‌ای مشکل من نبود؛ مشکل من خودم بودم

هیچ استراتژی‌ای مشکل من نبود؛ مشکل من خودم بودم

سال‌ها در ترید می‌چرخیدم. استراتژی عوض می‌کردم، تایم‌فریم عوض می‌کردم، بازار عوض می‌کردم؛ از طلا و فارکس گرفته تا هرچیزی که کمی نوسان داشت. هر بار با خودم می‌گفتم: «این یکی دیگه جواب می‌ده». اما یک الگوی عجیب همیشه تکرار می‌شد؛ چند معامله‌ی خوب، کمی اعتماد به نفس، بعد یک اشتباه، بعد چند اشتباه پشت سر هم، و دوباره بازگشت به نقطه‌ی اول.

مدت‌ها طول کشید تا بفهمم مشکل کجا بود. نه در پرایس اکشن، نه در سبک ال بروکز، نه در نبود اندیکاتور. مشکل جای دیگری بود؛ مشکل خودِ من بودم.

توهم استراتژی بی‌نقص

بیشتر تریدرها، مخصوصاً در شروع مسیر، دنبال یک چیز جادویی‌اند؛ استراتژی‌ای که همیشه سود بدهد. انگار بازار باید با ما همکاری کند. اما بازار نه دشمن ماست و نه دوست ما؛ بازار فقط «هست». این ما هستیم که با ترس، طمع، عجله و نیاز به اثبات خودمان، تصمیم‌های بد می‌گیریم.

واقعیت تلخ این است: یک استراتژی متوسط با اجرای منضبط، از بهترین استراتژی با اجرای احساسی بهتر است.

جایی که همه‌چیز خراب می‌شود: روانشناسی ترید

من قوانین داشتم:

  • حد ضرر مشخص
  • ریسک مشخص
  • ستاپ مشخص

اما در لحظه‌ی اجرا، قوانینم آب می‌شدند. بعد از چند ضرر، می‌خواستم سریع جبران کنم. بعد از چند سود، فکر می‌کردم «الان دیگه بازار دستمه». این همان جایی است که روانشناسی ترید وارد می‌شود؛ جایی که بیشتر حساب‌ها نابود می‌شوند، نه روی چارت.

در ترید طلا، این موضوع حتی شدیدتر است. سرعت حرکت قیمت، نوسان بالا و وسوسه‌ی ورود زودهنگام، ذهن را به‌راحتی فریب می‌دهد. این‌جا اگر خودت را نشناسی، هیچ استراتژی‌ای نجاتت نمی‌دهد.

مسئولیت‌پذیری؛ نقطه‌ی چرخش

نقطه‌ی تغییر برای من زمانی بود که به‌جای عوض کردن سیستم، شروع کردم به بررسی خودم:

  • چرا این معامله را خارج از پلن گرفتم؟
  • چرا حد ضرر را جابه‌جا کردم؟
  • چرا بعد از یک ضرر، معامله‌ی بعدی کیفیت نداشت؟

ژورنال‌نویسی، نه برای ثبت عددها، بلکه برای ثبت رفتار، آرام‌آرام تصویر واضحی ساخت. دیدم مشکل اصلی، دانش تکنیکال نیست؛ مشکل، واکنش من به فشار است.

ترید به‌عنوان شغل، نه قمار

وقتی ترید را شغل ببینی، دیگر دنبال هیجان نیستی. دنبال تکرار درست یک فرآیند هستی. سود، نتیجه‌ی جانبی این فرآیند است، نه هدف لحظه‌ای آن.

در این نگاه، ضرر بخشی از کار است؛ مثل هزینه‌ی اجاره برای یک کسب‌وکار. اما فقط زمانی قابل‌تحمل است که بدانی طبق پلن عمل کرده‌ای.

جمع‌بندی: آینه‌ی واقعی بازار

بازار آینه است. نه بیشتر، نه کمتر. هر چیزی که درون ما ناپایدار است، روی چارت دیده می‌شود. اگر بی‌نظم باشی، معاملاتت بی‌نظم می‌شوند. اگر عجول باشی، ورودهایت زودهنگام می‌شوند.

هیچ استراتژی‌ای مشکل من نبود؛ مشکل من خودم بودم. و دقیقاً از همان‌جا، مسیر حرفه‌ای شدن شروع شد.

مقالات مرتبط

اگر از امروز فقط به پلنت عمل کنی، ۶ ماه بعد چه اتفاقی برای حسابت می‌افتد؟

یک تصمیم ساده، یک آینده متفاوت بیشتر تریدرها مشکل تحلیل ندارند.اندیکاتور بلدند،…

آموزش پرایس اکشن به روش ال بروکز | چرا باید چارت را پرینت کنیم؟

در روش ال بروکز، تحلیل فقط دیدن الگوهای کندلی نیست.او توصیه می‌کند…

احتمالاً بازار دقیقاً کاری را می‌کند که برخلاف باور توست

احتمالاً بازار دقیقاً کاری را می‌کند که برخلاف باور توست!!! این جمله…

دیدگاهتان را بنویسید