دو هفته گذشته، تصمیم گرفتم فقط یک قانون ساده را اجرا کنم.
- روزی فقط یک معامله.
- ریسک یک درصد.
- ریسک به ریوارد یک به یک.
نه بیشتر.
نه کمتر.
نتیجه چه شد؟
در پایان دو هفته، حدود ۴ درصد سود ثبت شد.
شاید این عدد برای بعضی افراد هیجانانگیز نباشد.
اما چیزی که برای من ارزشمندتر بود، سود چهار درصدی نبود.
بلکه آرامشی بود که از اجرای پلن به دست آوردم.
استاپ هنوز هم درد دارد
گاهی افراد تصور میکنند معاملهگران باتجربه دیگر از ضرر ناراحت نمیشوند.
این تصور اشتباه است.
من هنوز هم وقتی استاپ میخورم، احساس خوبی ندارم.
هنوز هم دوست دارم معامله به تارگت برسد.
هنوز هم از دیدن ضرر خوشحال نمیشوم.
اما یک تفاوت بزرگ ایجاد شده است.
امروز میدانم این درد، بهای انجام درست کار است.
دو نوع درد وجود دارد
در معاملهگری تقریباً هیچکس بدون درد زندگی نمیکند.
اما میتوانی انتخاب کنی کدام درد را تحمل کنی.
درد اول
استاپی که طبق پلن خورده است.
این درد کوچک است.
چند دقیقه، چند ساعت یا نهایتاً یک روز طول میکشد.
بعد تمام میشود.
هیچ عذاب وجدانی هم همراهش نیست.
چون میدانی کار درست را انجام دادهای.
درد دوم
خارج شدن از پلن.
ریسک بیشتر.
انتقام از بازار.
اضافه کردن معامله.
جابهجا کردن استاپ.
امید بستن به برگشت بازار.
این درد شاید همان لحظه کمتر احساس شود.
اما بعد از آن، روزها یا حتی هفتهها همراهت میماند.
چون فقط پول از دست ندادهای.
به خودت هم ثابت کردهای که به قوانینت وفادار نبودهای.
و این، درد بسیار بزرگتری است.
قرار نیست هر روز سود کنیم
یکی از اشتباهاتی که سالها داشتم این بود که فکر میکردم یک تریدر حرفهای باید تقریباً هر روز سود کند.
اما بازار چنین قولی به هیچکس نداده است.
بازار فقط فرصت میدهد.
گاهی سود.
گاهی ضرر.
گاهی هیچ چیز.
وظیفه ما این نیست که هر روز از بازار پول بگیریم.
وظیفه ما این است که هر روز تصمیمهای درست بگیریم.
به فرآیند زمان بده
اگر امروز یک استاپ بخوری، چیزی درباره آینده تو مشخص نمیشود.
اگر فردا هم یک استاپ بخوری، باز هم چیزی قطعی نیست.
حتی یک هفته ضررده هم نمیتواند درباره کیفیت یک سیستم معاملاتی قضاوت کند.
آن چیزی که اهمیت دارد، بازه زمانی مناسب است.
یک ماه.
سه ماه.
شش ماه.
صد معامله.
دویست معامله.
معاملهگری بازی احتمالات است، نه نتیجه یک روز.
چهار درصد شاید کوچک باشد، اما…
بعضی افراد وقتی عدد چهار درصد را میبینند، میگویند:
«فقط چهار درصد؟»
اما من امروز ترجیح میدهم با آرامش چهار درصد رشد کنم، تا اینکه با بینظمی ده درصد سود کنم و هفته بعد بیست درصد از دست بدهم.
رشد پایدار همیشه آرامتر از چیزی است که شبکههای اجتماعی نشان میدهند.
اما همین رشد آرام، ماندگار است.
تجربهای که نگاه مرا تغییر داد
این دو هفته یک چیز را دوباره به من یادآوری کرد.
من لازم نیست هر روز برنده باشم.
لازم نیست همه معاملاتم به تارگت برسند.
لازم نیست هیچ دردی احساس نکنم.
فقط کافی است درد درست را انتخاب کنم.
اگر قرار باشد بین این دو یکی را انتخاب کنم،
درد یک استاپ طبق پلن یا درد بینظمی و تخطی از قوانین،
بدون تردید اولی را انتخاب میکنم.
چون درد استاپ، سرمایه را کمی کاهش میدهد؛
اما درد بیانضباطی، شخصیت معاملاتی یک تریدر را از بین میبرد.
جمعبندی
موفقیت در معاملهگری یعنی حذف دردها؟ هرگز.
موفقیت یعنی یاد بگیری کدام درد ارزش تحمل کردن دارد.
استاپ بخشی از مسیر است.
ضرر بخشی از مسیر است.
انتظار کشیدن بخشی از مسیر است.
اگر هر روز به فرآیند وفادار بمانی، لازم نیست هر روز سودده باشی.
کافی است در پایان یک بازه منطقی، حاصل تصمیمهای درستت مثبت باشد.
معاملهگری حرفهای یعنی پذیرفتن دردهای کوچک امروز، برای ساختن موفقیتهای بزرگ فردا.
