مدتها فکر میکردم یک معامله خوب باید با یک حس قوی همراه باشد؛ اینکه وقتی به نمودار نگاه میکنم، تقریباً مطمئن باشم قیمت قرار است به سمتی که من انتظار دارم حرکت کند.
اما به مرور متوجه شدم این طرز فکر یکی از اشتباهات ذهنی معاملهگر است.
بازار قرار نیست به من اطمینان بدهد.
هیچکس نمیتواند با قطعیت بداند معامله بعدی به تارگت میرسد یا استاپ میشود.
حتی اگر تمام شرایطی که در پلن معاملاتیام تعریف کردهام وجود داشته باشد، باز هم احتمال ضرر وجود دارد.
و شاید یکی از مهمترین تفاوتهای یک تریدر حرفهای با یک تریدر آماتور همین باشد:
تریدر حرفهای برای انجام یک معامله به اطمینان از نتیجه نیاز ندارد؛ به اطمینان از فرآیند نیاز دارد.
تردید داشتن طبیعی است
فرض کنیم تمام شرایط ورود در استراتژی تو برقرار شده است.
ستاپ تشکیل شده، نقطه ورود مشخص است، حد ضرر مشخص است و تارگت هم مشخص شده.
اما هنوز یک سؤال در ذهن تو وجود دارد:
«اگر این معامله استاپ شود چه؟»
این سؤال لزوماً نشانه ضعف نیست.
تو انسان هستی و طبیعی است که از دست دادن پول برایت خوشایند نباشد.
مشکل از جایی شروع میشود که به خاطر این تردید، قوانین خودت را تغییر میدهی.
مثلاً:
- وارد معامله نمیشوی، در حالی که ستاپ کاملاً معتبر است.
- استاپ را جابهجا میکنی.
- حجم معامله را تغییر میدهی.
- زودتر از تارگت خارج میشوی.
- بعد از ورود، دائماً نمودار را دستکاری و تحلیل میکنی.
- یا برعکس، آنقدر به معامله اطمینان پیدا میکنی که ریسک بیشتری از پلن میپذیری.
اینجاست که تردید از یک احساس طبیعی، تبدیل به یک مشکل معاملاتی میشود.
تفاوت اطمینان به پلن و اطمینان به نتیجه
این دو موضوع را نباید با هم اشتباه بگیریم.
اطمینان به نتیجه:
«این معامله حتماً سود میکند.»
این نوع اطمینان خطرناک است.
چون هیچکس آینده را نمیداند.
اطمینان به پلن:
«نمیدانم این معامله سود میکند یا ضرر، اما میدانم این معامله مطابق سیستم من است و میدانم در صورت فعال شدن شرایط ورود، چه کاری باید انجام دهم.»
این نوع اطمینان، چیزی است که یک معاملهگر به آن نیاز دارد.
تو نباید به نتیجه معامله مطمئن باشی؛ باید به فرآیند تصمیمگیری خودت متعهد باشی.
یک معامله خوب میتواند ضررده باشد
این جمله برای یک تریدر تازهکار شاید عجیب باشد.
اما یک معامله میتواند:
- کاملاً مطابق پلن باشد،
- نقطه ورود مناسبی داشته باشد،
- مدیریت ریسک درستی داشته باشد،
- و در نهایت با استاپ بسته شود.
آیا این معامله بد بوده است؟
نه.
نتیجه معامله و کیفیت تصمیمگیری دو چیز متفاوت هستند.
اگر معاملهای را درست انجام دادهای و استاپ شدهای، لزوماً تصمیم اشتباهی نگرفتهای.
همانطور که اگر معاملهای خارج از پلن انجام دهی و اتفاقاً سود کنی، لزوماً تصمیم خوبی نگرفتهای.
نتیجه خوب همیشه حاصل تصمیم خوب نیست و نتیجه بد هم همیشه حاصل تصمیم بد نیست.
این یکی از مهمترین مفاهیمی است که هر معاملهگر باید یاد بگیرد.
پس اعتمادبهنفس تریدر از کجا میآید؟
اعتمادبهنفس واقعی از این نمیآید که چند معامله پشت سر هم سود کردهای.
چون ممکن است بعد از پنج معامله برنده، معامله ششم ضررده شود و تمام آن اعتمادبهنفس فرو بریزد.
اعتمادبهنفس پایدار زمانی شکل میگیرد که بارها به خودت ثابت کنی:
«من میتوانم حتی وقتی نتیجه نامعلوم است، طبق قوانینم عمل کنم.»
یعنی:
استاپ میخوری → طبق پلن میپذیری.
سود میکنی → مغرور نمیشوی.
فرصت خوبی نمیبینی → معامله نمیکنی.
دو معامله پشت سر هم ضررده میشوی → برای جبران، قانونت را تغییر نمیدهی.
و در تمام این شرایط، همچنان همان معاملهگری باقی میمانی که در پلن خودت تعریف کردهای.
حرفهای بودن یعنی تحمل عدم قطعیت
بازار به ما چیزی بدهکار نیست.
ممکن است بهترین ستاپ هفتهات با ضرر تمام شود.
ممکن است یک معاملهای که فکر میکردی ضعیف است، به تارگت برسد.
ممکن است چندین بار پشت سر هم ضرر کنی.
و ممکن است بعد از آن یک دوره سوددهی داشته باشی.
این عدم قطعیت بخشی از ماهیت معاملهگری است.
بنابراین اگر برای ورود به هر معامله منتظر این هستی که کاملاً مطمئن شوی، احتمالاً همیشه بخشی از معاملات معتبرت را از دست خواهی داد.
قرار نیست عدم قطعیت را حذف کنیم.
قرار است یاد بگیریم درون آن درست تصمیم بگیریم.
جملهای که امروز برای خودم به آن رسیدهام
من دیگر از خودم نمیپرسم:
«آیا این معامله سود میکند؟»
سؤال بهتری دارم:
«آیا این معامله مطابق پلن من است؟»
اگر جواب مثبت باشد، وظیفهام مشخص است.
اگر جواب منفی باشد، حتی اگر احساس کنم قیمت قرار است حرکت بزرگی انجام دهد، معامله نمیکنم.
چون قرار نیست آینده را پیشبینی کنم.
قرار است کاری را انجام دهم که بارها در دادهها، بکتست و تجربه معاملاتی خودم اعتبار آن را بررسی کردهام.
در نهایت
شاید یکی از نشانههای بلوغ در معاملهگری این باشد که بتوانی بگویی:
«نمیدانم این معامله چه نتیجهای خواهد داشت.»
و با این حال، آرام بمانی.
نه از روی بیخیالی؛
بلکه چون میدانی اگر معامله ضررده شود، بخشی از بازی است.
و اگر سودده شود، باز هم فقط یکی از معاملات یک مجموعه بزرگتر است.
تریدر حرفهای کسی نیست که همیشه مطمئن باشد.
کسی است که وقتی مطمئن نیست هم میتواند درست عمل کند.
و شاید اعتمادبهنفس واقعی دقیقاً از همینجا شروع شود:
اعتماد به اینکه حتی وقتی نتیجه را نمیدانی، میتوانی فرآیندت را درست اجرا کنی.
