دو استاپ خوردم، اما اشتباه واقعی بعد از آن شروع شد
گاهی بزرگترین ضرر یک تریدر، استاپ اول یا دوم نیست؛ بلکه لحظهای است که تصمیم میگیرد دیگر به قوانین خودش احترام نگذارد.
چند روز پیش دقیقاً همین اشتباه را انجام دادم.
طبق پلن معاملاتی خودم، اگر دو معامله متوالی با حد ضرر بسته شوند، باید همان روز معامله را متوقف کنم.
این قانون را از روی احساسات ننوشته بودم.
نتیجه ساعتها بکتست، ژورنالنویسی و شناخت رفتار شخصی خودم بود.
اما…
آن روز تصمیم گرفتم به قانون خودم عمل نکنم.
از ۲ درصد ضرر به ۴ درصد ضرر
بعد از دو استاپ متوالی باید سیستم را میبستم.
اما ذهنم شروع کرد به مذاکره با من…
- «فقط یک معامله دیگر…»
- «این یکی احتمالاً برمیگردد…»
- «امروز نباید با ضرر تمام شود…»
نتیجه؟
روز را به جای ۲ درصد ضرر، با ۴ درصد ضرر تمام کردم.
و این دقیقاً همان جایی بود که فهمیدم…
مشکل بازار نبود.
مشکل استراتژی هم نبود.
مشکل، تصمیم خودم بود.
قانونی که فقط روی کاغذ باشد، قانون نیست
همه ما وقتی بازار آرام است، از نظم و انضباط حرف میزنیم.
اما ارزش واقعی یک قانون زمانی مشخص میشود که اجرای آن سخت باشد.
وقتی احساس میکنی:
«اگر فقط یک معامله دیگر بزنم، همه چیز جبران میشود.»
همان لحظه، بازار دیگر در حال امتحان گرفتن از تحلیل تو نیست.
در حال امتحان گرفتن از شخصیت توست.
هیچ تریدری از اشتباه مصون نیست
یکی از باورهای اشتباه بین معاملهگران این است که:
«تریدرهای حرفهای دیگر اشتباه نمیکنند.»
واقعیت کاملاً برعکس است.
آنها هم اشتباه میکنند.
تفاوت فقط در یک چیز است.
آنها سریعتر متوجه اشتباه میشوند و اجازه نمیدهند یک اشتباه، تبدیل به یک فاجعه شود.
چرا قانون «دو استاپ و پایان روز» اینقدر مهم است؟
بعد از چند ضرر متوالی، کیفیت تصمیمگیری اکثر افراد افت میکند.
ذهن دیگر به دنبال اجرای پلن نیست.
بلکه فقط میخواهد ضرر را پس بگیرد.
همین باعث میشود وارد معاملههایی شویم که اگر صبح همان روز میدیدیم، هرگز روی آنها کلیک نمیکردیم.
گاهی…
بهترین معامله، معامله نکردن است.
بازار هر روز از ما امتحان میگیرد
خیلیها فکر میکنند ترید یعنی تحلیل نمودار.
اما من در این سالها چیز دیگری یاد گرفتهام.
بازار هر روز از ذهن ما امتحان میگیرد.
یک روز با ترس.
یک روز با طمع.
یک روز با انتقام.
و یک روز…
با این سؤال ساده:
«آیا هنوز به قوانین خودت احترام میگذاری؟»
مهمترین درسی که دوباره یاد گرفتم
این تجربه دوباره به من یادآوری کرد که:
- داشتن پلن کافی نیست.
- نوشتن قانون کافی نیست.
- دانستن روانشناسی کافی نیست.
اجرای قانون، تنها چیزی است که نتیجه میسازد.
اگر این اشتباه را تکرار نکنی، شاید همین مقاله ارزشش را داشته باشد
اگر امروز این مطلب را در سایت مهندس چمران میخوانی، دوست دارم فقط یک جمله را با خودت ببری.
اگر دو استاپ متوالی خوردی و پلنت میگوید معامله نکن… معامله نکن.
بازار فردا هم باز است.
فرصتهای بعدی همیشه خواهند آمد.
اما اگر اجازه بدهی احساسات جای سیستم را بگیرند، ممکن است یک روز بد را به یک هفته یا حتی یک ماه بد تبدیل کنی.
حرف آخر
من این مقاله را ننوشتم تا بگویم اشتباه کردم.
نوشتم تا یادآوری کنم که حتی بعد از سالها ترید، هنوز هم ممکن است یک تصمیم احساسی، تمام برنامه یک روز را خراب کند.
به عنوان نویسنده این سایت، مجید چمران، دوست دارم مطالب اینجا فقط آموزش نباشند؛ بلکه تجربههای واقعی مسیر من هم باشند.
اگر قرار باشد روزی چیزی از من یاد بگیرید، امیدوارم بیشتر از اینکه از موفقیتهایم باشد، از اشتباهاتی باشد که سعی کردم دوباره تکرارشان نکنم.
